محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

143

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

خان را آنقدر فرصت نشد كه به اجتماع سپاه پرداخته مرتكب رفع و دفع گردد ، از غايت سراسيمگى اكثر لشكرش متفرق گشته بگوشها رفتند ، در عين اين اضطراب ، نوّاب ميرزا مقيد بهمراهى لله نشده با معدودى از ملازمان روى به هرات نهاد و خان عاليشأن نيز بعد از اندك ترددى روى بهزيمت آورده يك روز بعد از نوّاب ميرزا به شهر آمد و ميرزا را برداشته با جميع متعلقان در قلعهء اختيار الدين متحصّن گرديد ، دروازه‌ها را بسته روى همّت بمحافظت شهر و بارو آورده سپاه ظفر دستگاه در اردوى خان لوازم قتل و غارت بتقديم رسانيد . در اندك زمانى پولاد خليفه و قباد سلطان قاجار و ابو الفتح سلطان ولد اغرلو خان و شاهولى سلطان ولد كورسيف و حاجى سلطان كوتوال با ديگر امرا كه مجموع چهارده سرمير بودند با موازى سيصد نفر از وجوه لشكر خان را سر - انداختند و جميع جهات و اسباب خان حميده صفات ، به تصرف غازيان جلادت نشان درآمد ، بر يكديگر قسمت ساختند و بعد از فراغ از صدول « 1 » مخلّفات امراء و خان رفيع مكان ، موكب نصرت صفات از آن موضع متوجه دار السلطنهء هرات گرديده در آن شهر فردوس [ بهر ] نزول فرمودند و نوّاب كامياب را با شاهزادهء جلالت انتساب در مدرسهء خاقان منصور سلطان حسين ميرزا نزول اجلال واقع شد و هر يك از امراى عاليشأن در منزلى مناسب جاى گرفته اكثر بل تمامى لشكر در باغات آن شهر جنت اثر فرود آمدند . چنان كه در آن سال از آن باغات هيچكس يكمن محصول را صاحبى نكرد و با اين كثرت لشكر و بسيارى خيل و حشر كه در آن ملك نزول داشتند ، يك من انگور كشمشى اعلا ، بده دينار تبريزى بود .

--> ( 1 ) - م : تقسيم .